گام اصلی: Fm
تغییر گامFm
آدمات ریختن یه مشت خاک رو تنگ یه ماهی
هی عذابش دادن از قصد به جرمِ بی گناهی
اون ماهی منم زخمیه تنم
اون ماهی منم زخمیه تنم
خسته شدم بس که دورم بی معرفت دیدم
گل کاشتم و به جای گل علف هرز چیدم
علف هرز چیدم …
خسته شدم بس که دلم بی معرفت دیده
گل کاشته و به جای گل علف هرز چیده
علف هرز چیده …
هرچقد خوبی کنی پس میگیری توو جوابش بی اعتنایی
یه روز به خودت میای میبینی با تنهایات تنهایی
نمیدونم چه سریه از هرچی بدت میاد سرت میاد
هر چقدر بزرگ بشی دل تنگ میشی واسه بچگیات
خسته شدم بس که دلم بی معرفت دیده
گل کاشته و به جای گل علف هرز چیده
علف هرز چیده …
خسته شدم بس که دلم بی معرفت دیده
گل کاشته و به جای گل علف هرز چیده
علف هرز چیده …