گام اصلی: Am
تغییر گامAm
بهار من سکوته،بنفشه های زرده
گرفته بوی حسرت،بهار من چه سرده
به چشم من چه تنگه،دنیا بدون چشمات
از خون من میجوشه،هنوز همه نفسهات
تو مست بوی بارون،آروم و دلشکسته
به روح من پس از تو،غبار شب نشسته
هوس دوباره زخمی،به پیکرم کشیده
جنون و بیقراری،نفس ازم بریده
من ناگزیر و خاموش از پانشسته از خاک
قفس بخاک تنیده از کینه های ناپاک
بیگانگان شکفتی از خاک سرب و آهن
از این دنیا نبودی بهار رفته ی من
بهار من سکوته،بنفشه های زرده
گرفته بوی حسرت،بهار من چه سرده
به چشم من چه تنگه،دنیا بدون چشمات
از خون من میجوشه،هنوز همه نفسهات
تو مست بوی بارون،آروم و دلشکسته
به روح من پس از تو،غبار شب نشسته
هوس دوباره زخمی،به پیکرم کشیده
جنون و بیقراری،نفس ازم بریده