گام اصلی: Em
تغییر گامEm
آسمان چشم او آیینه کسیت؟
آنکه چون آیینه با من روبرو بود
درد و نفرین درد و نفرین بر سفر باد
سرنوشت این جدایی دست او بود
گریه نکن که سرنوشت گر مرا از تو جدا کرد
عاقبت دلهای ما با غم هم آشنا کرد
با غم هم آشنا کرد
چهره اش آیینه کیست آنکه با من روبرو بود
درد و نفرین بر سفر این گناه از دست او بود
این گناه از دست او بود
آنچه کردی با دل من قصه سنگ و سبو بود
من گلی پژمرده بودم گر تو را صد رنگ و بو بود
ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود