گام اصلی: Bbm
تغییر گامBbm
قول بده همین امشب الان که
داری میری تو از این شهر
دوباره باز همو ببینیم باز همو ببینیم
قول بده همین امشب الان
که داری میری تو از این شهر
دوباره باز همو ببینیم باز همو ببینیم
چشت سیاه بود مثل روزگار
من مثل این چاقو
مثل اخرش که همه میریم تو تابوت
رابطمون هم مثل عمرمون کوتاه بود
اگه نمیبینی شکستم فقط تو
رو دارم بری میرم از دست
حتی دوستامم بدشون میاد
از من تو بیا نکن خستم
قول بده همین امشب الان که
داری میری تو از این شهر
دوباره باز همو ببینیم باز همو ببینیم
قول بده همین امشب الان
که خونم پاچیده رو این فرش
دوباره باز همو ببینیم باز همو ببینیم
چشت سیاه بود مثل
اینده مون مثل ایران بود
مثل ادمای عوضی تو خیابون مست
دارم دنبال تو میگردم تو بارون
من روانی ترینم نکشیدم تا
حالا عذابی در این حد
همه چی رو دادی به باد برای
چی عزیزم برای چی عزیزم
قول بده همین امشب الان که
داری میری تو از این شهر
دوباره باز همو ببینیم باز همو ببینیم
قول بده همین امشب الان
که خونم پاچیده رو این فرش
دوباره باز همو ببینیم باز همو ببینیم