گام اصلی: Am
تغییر گامAm
بده دستای سردت
منم من منجی تو
از سرزمینی دور آوردم
برای تو راهی از نور
بده دستای سردت
منم من منجی تو
آینهی تابش من شو
بیا با من به فردا
شدم سوار بر اسب سپیدم
بتاز با بال های او
بتاز به رویای خود
ندارد پایان راه او
منم من منجی تو
آینهی تابش من شو
بیا بیا با من به رویا