گام اصلی: Bm
تغییر گامBm
حرف من حرف خودم نیست
حرف خاک ِ حرف ریشه ست
حرف دیروز ندیده
حرف فردا و همیشه ست
صحبت سکوت سرده
آدمای توی قابه
حرف این صورتکا نیست
حرف اونور نقابه
حرف تردید یه نسله
میون رفتن و موندن
بین خوابیدن تا صبح
یا دم سحر پریدن
یکی باید بگه آخر
من و تو کجای ِ کاریم
وسط یه راه روشن
یا هنوزم توی غاریم
یکی باید بگه آخر
چرا رنگ ما پریده
چرا با اینهمه عینک
هیچکسی مارو ندیده
تو بگو اگر که حرفام
واسه تو شنیدنی نیست
من ِ امروز رو نگاه کن
دیگه حرفام دیدنی نیست
حرف آخرو نمیگم
تا نگی خوابت پریده
هرکی رو دیوار گوشش
آخرین حرفو شنیده