گام اصلی: Em
تغییر گامEm
EmAGEm
میکنم ، تنها ، از جاده عبور دور ماندند ز من آدم ها
سایه ای از سر دیوار گذشت، غمی افزود مرا با غم ها.
فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من
گریه ها ساز کند پنهانی. گریه ها ساز کند پنهانی.
EmFGGAmAEm
EmFGGAmAEm
نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل وای این شب چقدر تاریک است
فکر تاریکی و این ویرانی بیخبر آمد تا با دل من
گریه ها ساز کند پنهانی. گریه ها ساز کند پنهانی.