گام اصلی: Am
تغییر گامAm
با من خیال کن که نشستی کنار من
تو قصه گفته ای من قصه خوانده ام
با من خیال کن شب از سر گذشت و رفت
بیدار مانده ای بیدار مانده ام
EmFAm
AmDm
در انزوای کوچه یکی ساز میزند
با من خیال کن که به آواز رفته ای
با من خیال کن که به پل های اصفهان
با من خیال کن که به شیراز رفته ای
با من خیال کن که به گیلان خانه ات
سبز و کبود و سرخ جنگل دمیده است
در کوچه های سرد و پریشان این دیار
دستی به دست یار امشب رسیده است
EmFAm
AmDm
EmFAm
AmDm
با من خیال کن که همه عاشقان شهر
دستی به جان باده و دستی به زلف یار
تا صبح سر خوش از آواز کولیان
با من خیال کن که به کام است این دیار
با من خیال کن که به اعجاز شاعران
شب ها به سر رسید طوفان نشست و رفت
در کوچه های شهر صدای نازی سر بهار
با من خیال کن زمستان شکست و رفت
EmFAm
AmDm
EmFAm
AmDm
EmFAm
AmDm