گام اصلی: E
تغییر گامE
از این بیراهه ی تردید از این بن بست میترسم
من از حسی که بین ما هنوزم هست میترسم
ته این راه روشن نیست منم مثل تو میدونم
نگو باید برید از عشق نه میتونی نه میتونم
نه میتونیم برگردیم نه رد شیم از تو این بن بست
منم میدونم این احساس نباید باشه اما هست
دارم میترسم از خوابی که شاید هر دومون دیدیم
از این که هر دومون با هم خلاف کعبه چرخیدیم
واسه کندن از این برزخ گریزی غیر دنیا نیست
نمیدونم ولی شاید بهشت اندازه ی ما نیست
ته این راه روشن نیست ...