گام اصلی: Bbm
تغییر گامBbm
F7EbmBbm
F7EbmBbm
آدما از هم چه دور می شن
سلام سردم به زور می گن
آدما از مرگ و خون می گن
با صد تا حسرت به گور می رن
آدما از هم که دور می شن
سلام سردم به زور می گن
آدما از مرگ و خون می گن
با صد تا حسرت به گور می رن
چقدر عقده نگه داشتم تو دل پیرم
چقدر دوییدم و فهمیدم رو تردمیلم
وقتی منو دیدی بهم می گی چه قبراق شدی
ولی من می دونم از تو چقدر ترکیدم
اون آدما که نوکرتم بهت می گن
با چند تا کلام چرب زبونی تو دلت می رن
کافیه که بلااستفاده بشی اون وقت
می بینی که مثل یه تیکه ورق جرت می دن
قفلی حرف دلو به غریبه گفتی
واسه زخم همه مرهمی صلیب سرخی
به تو که رسید هلت دادن سریع بیفتی
رو تله موشه که پیدا می کنی پنیر مفتی
هه یاد نگرفتم از کسی درس اتحاد
فقط یاد دادن که برم جلو با ترس و اضطراب
تجربه هام بهم قصه داد تا مثل باد
استفاده کنم از این استعداد
چه نقشه ها که پشت سرم واسه م می چینن
منم از اینکه فکرشون کوتاهه ماتم می گیرم
واسه م مهم نیست من که پای کارم می شینم
ولی خیلی غم انگیزه وقتی دارم می بینم
آدما از هم که دور می شن
آدما از هم که دور می شن
سلام سردم به زور می گن
آدما از مرگ و خون می گن
با صد تا حسرت به گور می رن
آدما از هم که دور می شن
سلام سردم به زور می گن
آدما از مرگ و خون می گن
با صد تا حسرت به گور می رن
گوش کن
خب ما سطحی ترین مشکلاتو عمیق می بینیم و
عمیق ترین مشکلاتمونو سطحی می گیریم و
حال می کنیم وقتی همدیگه رو زخمی می بینیم و
قسطی حال می دیم و آخر همه رو نقدی می گیریم
وقتی می میریم چشما می شه ماتم و خون
ترفیع می گیریم و تازه می شیم آدم خوب
یادمه خب من تموم اینا رو دقیقا به چشمم
دیدم کلمه کلمه از رو حقیقت نوشتم
اونم اینه که تو فقط داری نقشه هاتو می چینی
وقتی می رسی به قدرت و اون بالاها می شینی
مراقب رفتارت با آدما باش
یه روزی برمی گردی پایین همون آدما رو می بینی
حالا خدا باهات حال کرده
ولی کنارشم برات یه چاه کنده
یعنی که وقتی تو رفتی تو فاز قدرت
یه هو دیدی شدی کارمند کارمندت
من این بحثو اینجا مطرح می کنم
هر چند می دونم همینم سرنخ می کنن
نشستن با مغز خراب و هر لحظه تو فکر
که تو رو له کنن یه گله اهل کوفه
اونا که فِقط می رن به دنبال حاشیه
و خب اصل هدف فِقط فروپاشیه
ها چیه؟
نکنه می خوای بگی فَقط نه فِقط
ببین به همین می گن حاشیه
اونا که گنده کردنت واسه شون راحته
اولاش تنها فکر و ذکرشون حمایته
بهت می گن کم نیار برو جلو وا نده
تا گنده شدی یه هو می کنن تو ماتحتت
آدما از هم که دور می شن
سلام سردم به زور می گن
آدما از مرگ و خون می گن
با صد تا حسرت به گور می رن
آدما از هم که دور می شن
سلام سردم به زور می گن
آدما از مرگ و خون می گن
با صد تا حسرت به گور می رن
راستش بهم گفتن که تو این کارم وصیت کنم و
ترجیحا می خوام که تمرکز رو مسیرم کنم و
وصیت واسه من به معنای حرف آخره
که بعدش سکوته واسه م سخته باورش
سکوت من و تو یعنی که دیگه
ما همین که هستو قبول کنیم و
بری تو لاکت و صداتو بکشی تو دل شهر و تموم کنی
چون که زندگی دشواره چشمات پر اشکه
دشواره چی بگم از سشوار گذشته
خنده داره ولی داخلش چه تلخه
نتیجه اینه که سکوت تنها حاصلش یه زخمه
زخم کاری که مغزتو از درون پاشید
مهم اینه که هر جوری دوست داری همون باشی
من که تا چشم دور و بریامو دور می بینم
با ذوق و شوق می شینم و یه کارتون می بینم
هنوز با گیر دادنای مادرم جون می گیرم
هنوز با دمپایی از سر کوچه نون می گیرم
هنوز تو اوج بلندی از همه خوارترم
هر چی پخته بشم باز از همه خام ترم
رئیسم که بشم واسه وطن کارگرم
اینا رو نوشتم تا از این دنیا لال نرم
آدما از هم که دور می شن
سلام سردم به زور می گن
آدما از مرگ و خون می گن
با صد تا حسرت به گور می رن
آدما از هم که دور می شن
سلام سردم به زور می گن
آدما از مرگ و خون می گن
با صد تا حسرت به گور می رن
F7EbmBbm
F7EbmBbm
F7EbmBbm
F7EbmBbm
F7EbmBbm
F7EbmBbm